صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
319
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
خوش معرفت و نسيم زهد و تقوا فرومىرود و همچون فرش سليمان او را از تيرگى و ظلمت به روشنايى مىبرد كه از آن خارج نمىشود . همهء اينها برخى از اوصاف آرامشى است كه ابن عربى در تعريف زيبا و دقيقش آورده است : « آرامشى كه هنگام نزول غيب مىيابى . » به نظر علّامه طباطبايى سكينه از سكون مخالف حركت و جنبش است و براى آرامش قلب به كار مىرود ؛ يعنى آرامش انسان و پريشانى درونى نداشتن در اراده كردن ، چنان كه حال انسان حكيم و صاحب اراده در كارهايش چنين است . خداوند سبحان آن را از خواص ايمان در مرتبهء كمال قرار داده است و آن را از مواهب ارزشمند خود برشمرده است . به اين بيان كه انسان به غريزهء فطرى خود ، كارهايش را از خردمندى انجام مىدهد و آن تنظيم مقدّمات عقلانى مشتمل بر منافع و مصالح كارها و تأثير آن در سعادت زندگى و خير و نيكى مطلوب در جامعهاش و آن گاه استنتاج چيزى است كه شايستهء انجام دادن و يا ترك آن است . اين عمل فكرى وقتى بر اساس اسلوب فطرى صورت بگيرد و انسان قصدى جز نفع حقيقى در سعادت خود نداشته باشد ، بدون اضطراب و پريشانى به آرامش نفس و فكر مىرسد . امّا اگر آدمى به زندگى زمينى بچسبد و از هواى نفس پيروى كند و امور بر وى مشتبه گردد و خيال با زيباييها و آراستگيهايش در انديشه و ارادهاش راه يابد ، گاهى موجب انحراف او از راههاى درست و گاهى ترديد و پريشانى در اراده و تصميم و اقدام بر كارهاى سخت و متزلزل مىگردد . مؤمن با ايمان به خداوند به جايى تكيه مىكند كه لرزان نيست و ستونى كه ويران نمىگردد و كارهايش را بر معارف حقّهاى بنا مىكند كه شكبردار نيست و در كارهايش تكليف الهى را كه ترديدپذير نيست ، مقدم مىدارد . و چيزى از آن كار كه براى از دست دادن آن بترسد يا غمگين گردد و يا در تشخيص خير و شر آن دچار پريشانى گردد ، براى او نيست . امّا غير مؤمن ، ولى و سرپرستى ندارد كه متولّى امورش گردد و خير و شرش به او بازگردد و او در ظلمت اين افكارى كه از هر سو از راه خيال و هواى نفس و احساسهاى بدبينانه بر او حمله مىآورند ، افتاده است . سپس ايشان از آيات روشنگر براى اثبات درستى انديشههايش و